کد خبر: 49944 A

مدیر مسئول روزنامه کیهان در تحلیل خود از مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 سه شرط را برای این مذاکرات ضروری خواند که علنی شدن مذاکرات و برگزاری آن در حضور رسانه را به عنوان یکی از این شرطها برشمرد.

مدیر مسئول روزنامه کیهان در تحلیل خود از مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 سه شرط را برای این مذاکرات ضروری خواند که علنی شدن مذاکرات و برگزاری آن در حضور رسانه را به عنوان یکی از این شرطها برشمرد.

به گزارش ایلنا، حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان درباره مذاکرات آتی ایران و 5+1 نوشت:

شاید تعجب آور باشد ولی واقعیت دارد كه اگر روند مذاكرات هسته ای كشورمان با گروه 1+5 به روال كنونی ادامه یابد و در چارچوب آن تغییری داده نشود، از هم اكنون می توان حدس زد اجلاس روز سه شنبه 8 اسفند/26 فوریه- قزاقستان نیز كمترین نتیجه قابل قبولی در پی نخواهد داشت. چرا؟! در این باره گفتنی هایی هست.

1- آیا چالش هسته ای كشورمان كه از ده سال قبل، ابتدا با حضور تروئیكای اروپایی-انگلیس، فرانسه و آلمان- آغاز شده و سپس با گروه موسوم به 1+5 ادامه یافته است، نقطه پایانی دارد؟ پاسخ این سوال به یقین منفی است و علاوه بر شواهد و قرائن موجود، بسیاری از اسناد قابل تكیه دیگر نیز كمترین تردیدی باقی نمی گذارند كه از نگاه حریف، نقطه پایان این چالش -آنگونه كه خواهد آمد- اعتماد و اطمینان آنها نسبت به صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی ایران نیست. بنابراین و به همین علت، ادعای آمریكا و متحدانش كه اطمینان از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای كشورمان را نقطه پایان چالش معرفی می كنند فقط یك ترفند برای ادامه چالش است. اما، چرا؟! و حریف از ادامه این چالش چه مقصودی را دنبال می كند؟ اگر بپذیریم كه برخلاف ادعای آمریكا و متحدانش، نقطه پایان این چالش، اطمینان حریف از صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران نیست - كه خواهیم دید، نیست- پرسش بعدی آن است كه چرا باید به مذاكرات ادامه بدهیم؟! زیرا، نهایت تلاش تیم هسته ای كشورمان كه به خوبی نیز از عهده آن برآمده است، ارائه اسناد و شواهدی حاكی از صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی ایران است و چنانچه حریف از این واقعیت اطمینان داشته باشد- كه دارد- تلاش تیم مذاكره كننده كشورمان چه دستاوردی می تواند در پی داشته باشد؟ به جرأت می توان گفت كه هیچ! حریف خواب آلوده نیست كه بخواهیم بیدارش كنیم! خود را به خواب زده است و مصلحت و منفعت خویش را در آن می بیند كه نشانه ای از بیداری بروز ندهد.

و اما، ممكن است گفته شود- و گفته اند- ادامه مذاكرات با این هدف تعریف شده صورت می پذیرد كه به حریف و افكارعمومی جهانیان اثبات كنیم، «آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است» و این كه آمریكا و متحدانش به بهانه توقف مذاكرات از جانب ما، اتهام تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای و انحراف از مسیر صلح آمیز -DIVERSION - را اثبات شده قلمداد نكنند. در صورت پذیرش این دیدگاه، باید در بستر مذاكرات و چگونگی انجام آن تغییراتی پدید آید كه در ادامه همین یادداشت، به آن اشاره خواهیم كرد.

2- آمریكا و متحدانش به چند علت اعلام شده كه بدون اعتراف آنها نیز به آسانی قابل درك است، در پی پایان دادن به چالش هسته ای با ایران اسلامی نیستند و اصرار دارند كه این پرونده همچنان باز و خاتمه نیافته باقی بماند. بخوانید؛

الف: جرج فریدمن، مسئول مركز راهبردی استراتفور در آمریكاست. این مركز استراتژیك به باشگاه كهنه كاران CIA شهرت دارد و رئیس و اعضای آن از میان استراتژیست های عضو سیا و یا نظریه پردازان پنتاگون انتخاب می شوند. فریدمن می گوید «مشكل و چالش ما با ایران بر سر فعالیت هسته ای این كشور نیست، بلكه مشكل آن است كه ایران نشان داده است نه فقط بدون حمایت آمریكا، بلكه در حال درگیری و تخاصم با آمریكا نیز می توان بزرگترین قدرت تكنولوژیك و نظامی منطقه بود. این پدیده، ایران را به الگویی برای سایر كشورهای منطقه تبدیل كرده است و بهار عربی- بخوانید انقلاب های اسلامی- را در پی داشته است». صرفنظر از هویت جرج فریدمن باید گفت؛ آیا غیر از این است كه انقلاب های اسلامی منطقه، با الگوگرفتن از ایستادگی و مقاومت سی و چند ساله ایران اسلامی و در همان حال، تبدیل شدن آن به قدرتمندترین كشور منطقه به لحاظ تكنولوژیك و نظامی، پدید آمده است؟

ب: سه ماه قبل - اوایل دسامبر 2012/آذرماه سال جاری- در محافل سیاسی و رسانه ای غرب این احتمال مطرح شده بود كه ممكن است ایران به عنوان یك امتیاز برای اعتمادسازی، غنی سازی 20 درصدی اورانیوم را متوقف سازد! و غرب در قبال آن، برخی از تحریم ها را لغو كند. در پی این احتمال- كه بی مورد بود- دیوید فروم یكی از نظریه پردازان آمریكایی طی مقاله ای در سایت CNN به صراحت ابراز نگرانی كرد كه اگر پرونده هسته ای ایران به نقطه پایان برسد، یا به نقطه پایان نزدیك شود غرب برای حفظ پرستیژ بین المللی خود چاره ای جز لغو و یا كاهش تحریم ها ندارد و حال آن كه برای تحریم ها دو هدف پلكانی تعریف شده بود. اول تغییر رفتار سیاسی ایران -BEHAVIOR - و دوم تغییر ساختار -STRUCTURE - نظام اسلامی و از این روی پایان دادن به چالش هسته ای با ایران به دو هدف تعریف شده آسیب می رساند!

گفتنی است، چندماه قبل، حضرت آقا تاكید فرموده بودند كه چالش هسته ای بهانه ای برای تحریم هاست و نه آن كه تحریم ها به خاطر چالش هسته ای باشد.

ج: آمریكا و متحدانش می دانند چنانچه با اعتراف به صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای كشورمان بر حق قانونی و مسلم ایران هسته ای تاكید ورزیده و چالش هسته ای به نقطه پایان برسد، الگوی دیگری از پیروزی ناشی از مقاومت به دنیای امروز و مخصوصا كشورهای اسلامی منطقه ارائه خواهد شد و این برای آنان به یك كابوس شبیه است زیرا، بار دیگر و برای چندمین بار نشان می دهد كه پیروزی ملت ها در گرو مقاومت و ایستادگی آنهاست. آیا اینگونه نیست؟!

3- نگاهی گذرا به آنچه تاكنون از متن مذاكرات ایران و 1+5 منتشر شده است به وضوح نشان می دهد كه حریف فقط در پی بهانه جویی است و آشكارا از پذیرش اسناد و دلایل غیرقابل تردید و مستحكم جمهوری اسلامی ایران طفره می رود. در این باره تاكنون یادداشت ها و گزارش های مستند و فراوانی داشته ایم و این وجیزه جای پرداختن و تكرار آنها نیست ولی تنها به عنوان نمونه به چند مورد كه در جریان مذاكرات اخیر مطرح شده است بسنده می كنیم.

الف: تیم مذاكره كننده 1+5 ادعا می كند ایران در فلان نقطه و بهمان منطقه فعالیت هسته ای اعلام نشده دارد كه باید مورد بازرسی قرار گیرد. تیم كشورمان در پاسخ می گوید؛ برخی از این نقاط نظیر «پارچین» یك مركز نظامی است ولی با این حال و مطابق مفاد پادمان، چنانچه سند و نشانه ای حاكی از فعالیت هسته ای در این مناطق دارید، ارائه بدهید تا به صورت داوطلبانه اجازه بازرسی داده شود. پاسخ تیم 1+5 این است كه ما سند- DOCUMENT- نمی دهیم، بلكه فقط اطلاعات -INFORMATION- ارائه می كنیم! پاسخ تیم هسته ای كشورمان این است كه علاوه بر مفاد تعریف شده پادمان، و تصریح اساسنامه آژانس كه باید برای ادعای خود سند و یا شاهد و قرینه ارائه كنید، مطابق یك اصل حقوقی پذیرفته شده در تمامی سیستم های حقوقی جهان، كسی كه ادعا می كند باید سند ارائه بدهد- البینه علی المدعی- و به این اصل در حقوق بین الملل -BURDEN OF PROOF- نیز اشاره می كنند ولی طرف مقابل كماكان بر خواسته فراتر از قانون خود اصرار می ورزد.

ب: از تیم 1+5 پرسیده می شود بر فرض اجازه بازرسی از پارچین چه تضمینی می دهید كه اسرار نظامی ما را فاش نكنید؟! و به مواردی از افشای اسرار نظامی ایران بعد از بازرسی آژانس اشاره می شود. پاسخ آن است نمی توانیم تضمین بدهیم!

ج: تیم مذاكره كننده كشورمان می پرسد؛ اگر از مراكز مورد ادعا بازرسی كردید و مانند نمونه های قبلی معلوم شود كه هیچ فعالیت هسته ای در آنجا صورت نپذیرفته است، آیا، اعلام خواهید كرد كه ادعای مطرح شده بی اساس بوده است؟ پاسخ تیم 1+5 منفی است! و می گویند؛ از كجا معلوم كه بعدا چنین فعالیتی در همان مركز صورت نپذیرد!

د: پرسیده می شود كه آیا بعد از بازدید از همه مكان های مورد نظر و اطمینان از صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای كشورمان، پرونده ایران از شورای امنیت خارج شده و به حالت عادی بازمی گردد؟! فكر می كنید پاسخ تیم 1+5 چیست؟! « در صورتی كه اطلاعات دیگری مطرح نشود»! گفته می شود با این روال، رسیدگی به پرونده هسته ای ایران می تواند صدها سال به درازا بكشد! پاسخ فقط لبخندی موذیانه است!

همین جا گفتنی است كه «ری تكیه» یكی از اعضای شورای روابط خارجی آمریكا گفته بود آمریكا برای خاتمه دادن به چالش هسته ای با ایران سال ها وقت دارد!

هـ: گفته می شود بازرسان آژانس بارها اعلام كرده اند كه هیچ نشانه ای از تسلیحاتی بودن فعالیت هسته ای ایران به دست نیاورده اند. پاسخ داده می شود كه بعید نیست در آینده چنین فعالیتی انجام پذیرد! گفته می شود؛ در كجای دنیا و در كدام سیستم حقوقی استناد به یك احتمال درآینده ملاك ارزیابی و قضاوت است؟! پاسخ چیست؟! هیچ!!
و...

اكنون با توجه به نمونه های فوق كه فقط اندكی از بسیارهاست باید پرسید، ادامه مذاكرات با 1+5 به روال جاری، غیر از اتلاف وقت و تحمیل ده ها هزینه سنگین دیگر به كشور چه دستاوردی می تواند داشته باشد؟!

4- و اما، اگر توقف مذاكرات را به مصلحت نمی دانیم و ادامه آن را برای اثبات حقانیت خود و بی اساس بودن ادعاهای حریف ضروری تشخیص می دهیم، دستكم، مذاكرات را با سه شرط زیر كه همه آنها قانونی است و در برخی از مذاكرات نمونه های مشابهی داشته است، دنبال كنیم؛

اول: جلسات و نشست های ایران و 1+5 پشت درهای بسته تشكیل نشود، بلكه این مذاكرات با حضور رسانه ها صورت پذیرفته و متن مكتوب و صوتی و تصویری آن برای اطلاع جهانیان منتشر شود. این اقدام می تواند ترفند آمریكا و متحدانش و چنته خالی از قانون و منطق آنها را فاش كند. و این در حالی است كه طرف مقابل در جایگاه «مدعی» قرار دارد و اسراری كه بیم فاش شدن آن را داشته باشد در میان نیست و درباره خودمان نیز باید پرسید آیا تیم محترم مذاكره كننده می تواند به یك نمونه اشاره كند كه طرف مقابل بعد از پایان مذاكرات، اسرار طبقه بندی شده و سرّی مطرح شده در مذاكرات را فاش نكرده باشد؟!

دوم: علاوه بر نمایندگان كشورهای 1+5، نمایندگانی از چند كشور بی طرف دیگر نیز به عنوان ناظر در مذاكرات حضور داشته باشند. مثلا برخی از اعضای جنبش عدم تعهد- NAM- و یا شخصیت های شناخته شده و مرضی الطرفین جهانی.

سوم: در تمامی مذاكرات، تعیین بستر و چارچوب مذاكره - MODALITY- یك اصل پذیرفته شده است. با این توضیح كه هر یك از طرفین مذاكره در قبال فلان گام یكی از طرفین، چه گامی برخواهد داشت. متاسفانه مذاكرات كنونی به ادعای محض یك طرف و تلاش ایران برای پاسخ به آن تبدیل شده است بی آن كه مشخص شود، حریف بعد از پاسخ ایران و اثبات بی اساس بودن ادعای خود قرار است چه گامی به سوی حل ماجرا بردارد!

نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر