کد خبر: 21198 A

سایت وزارت اطلاعات اعلام کرد:

ایران در دانش و فناوری غنی سازی اورانیوم به مرحله بی‌‏بازگشت رسیده و به باشگاه کشورهای هسته‏‌ای ملحق شده است.

سایت وزارت اطلاعات در گزارشی به بررسی بی‌اعتمادی موجود بین رژیم صهیونیستی و آمریکا در مقابله با برنامه هسته‌ای ایران پرداخت.

به گزارش ایلنا، سایت وزارت اطلاعات طی تحلیلی با اشاره به اختلاف نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی تصریح کرد: در نیمه ‏دوم سال ‏جاری ‏میلادی؛ ‏نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس از دولت آمریکا‏‏‏ مکررا درخواست نمود که ایالات متحده آمریکا‏‏‏ خطوط قرمزی را برای ایران اعلام کند. این در خواست با واکنش منفی مقامات آمریکا‏‏‏ روبرو ‏و موضوع به رسانه‏های عمومی کشیده شد و موجب ‏واکنش‏های ‏متفاوت ‏رسانه‏های داخلی ‏آمریکا‏‏‏ گردید از جمله روزنامه واشنگتن پست، در یکی از سر مقالات خود به حالت ‏معترضانه‏ایی نوشت: «تکرار تقریباً هر روزه خواسته بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از آمریکا‏‏‏ در باره لزوم تعیین «خط قرمز» برای ایران، کاخ سفید را با این پرسش روبرو کرده است که خواسته نتانیاهو از اوباما واقعاً چیست؟»

این پرسش را می‌‏توان با پرسش‏های دیگری کامل کرد: خط قرمر چیست؟ آیا خط قرمز برای خود نتانیاهو و دولت آن مشخص است؟ هدف و انگیزه نتانیاهو از اصرار بر چنین کاری چیست و طرح آن‏‌ها می‌‏تواند چه پیامدهایی داشته باشد؟ و در شرایط ‏فعلی و دولت جدید آمریکا‏‏‏ این ‏خواسته ‏چگونه ‏مطرح می‌‏شود؟

نقطه بی‌بازگشت

نقطه بی‌بازگشت چیست؟ ‏و توسط چه کسان ‏یا ‏رژیمی ‏، طرح ‏شده است؟

نقطه بازگشت ناپذیر را نقطه ‏بی بازگشت می‌‏‏نامند و این اصطلاح طی ‏یک ‏دهه گذشته، همواره توسط ‏مقامات رژیم صهیونیستی در باره فعالیت‏های صلح آمیز هسته‏ای ایران طرح می‌‏شود.

برای دست‏یابی به فناوری صلح آمیز هسته‏ای نیازمند به کسب دانش لازم، تربیت نیروی انسانی ماهر، ایجاد ساختارهای مناسب بوده تا فناوری هسته‏ای ‏‏حاصل، مواد لازم تولید، بازفراوری، غنی سازی، می‌له گذاری انجام شده و در ‌‌نهایت، سوخت هسته‏ای ‏‏در تاسیسات تزریق گردد.

کشور‌ها ‏با رسیدن به تمامی ‏مراحل ‏فوق می‌‏‏‏توانند ‏اعلام کنند به نقطه بی‏‌بازگشت رسیده و به فناوری هسته‏‌ای ‏‏دست یافته ‏و با اقدامات دیگران دستاوردهای این فعالیت از بین نمی‌‏رود. در این تعریف مهم‏‌ترین معیار، ناتوانی دیگران در از بین بردن توان هسته‏‌ای و افزایش شدید پیامدهای حمله نظامی علیه آن است.

در سال ۱۳۸۶، وقتی البرادعی هنوز دبیر کلی آژانس بین‏المللی انرژی هسته‏‌ای ‏‏را در دست داشت اظهار ‏نمود: «ایران در غنی سازی اورانیوم به نقطه بی‏‌بازگشت رسیده است.» معنی آن این بود که ایران با کسب دانش ‏فناوری غنی سازی اورانیوم به مرحله‌‏ایی رسیده که کسی نمی‌‏تواند آن را از دست ایرانیان بگیرد. و در سال ۱۳۸۸ با راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر این موضوع مجددا ‏مطرح شد. در‌‌ همان مقطع ‏برخی از کار‌شناسان رژیم غاصب صهیونیستی بدون ‏توجه به اینکه ایران ‏در ‏سال ۱۳۸۶ به نقطه بی‏‌بازگشت رسیده ‏بود؛ اعلام کردند: دولتشان نباید اجازه بدهد که سوخت گذاری در نیروگاه اتمی بوشهر انجام شود؛ زیرا، در صورت سوخت گذاری این نیروگاه به مرحله بی‏بازگشت می‌‏رسد و به دلیل پیامدهای بسیار مخرب انسانی و محیطی، حمله نظامی به آن عملی نخواهد بود به دلیل حساسیت بسیار زیاد برای طرف‏های درگیر در موضوع هسته‏‌ای ‏‏اوج تقابل سیاست‏‌ها، اقدامات، تهدید‏‌ها و فرصت‏هاست.

این در حالی بود که مقامات جمهوری اسلامی بار‌ها اعلام کرده‏اند: ایران در دانش و فناوری غنی سازی اورانیوم به مرحله بی‏بازگشت رسیده و به باشگاه کشورهای هسته‏ای ملحق شده است.

در بررسی تجربی و نظری موضوع نقطه بی‏بازگشت باید گفت: در فرآیند دست‏یابی به توان هسته‏ای ‏‏نقطه بی‏بازگشت تنها یک نقطه نیست، بلکه ‏این ‏نقطه می‌‏‏تواند شامل ‏نقطه‏های ‏متعدد ‏دیگری هم ‏باشد و در ‏حقیقت ‏این نقطه محل ‏عبور ‏از یک ‏نقطه بی‏بازگشت به نقطه بی‏بازگشت دیگری است که ‏متناسب با ‏اهداف ‏آن مراحل ‏و کارکردهای ‏متعددی ‏ خواهد ‏داشت که هر یک از ‏این ‏نقاط گویای عبور از نقطه‏ای عطف در فرآیند دست‏یابی به توان هسته‏ای ‏‏است.

هریک از ‏مراحل؛ دست‏یابی بومی به دانش و فناوری هسته‏ای، به کار گیری اورانیوم غنی شده در نیروگاه، آزمایش سلاح هسته‏ای ‏‏و رسیدن به بازدارندگی اولیه هسته‏ای ‏‏و بازدارندگی هسته‏ای ‏‏فراگیر، نقاطی هستند که می‌‏‏توان آن‌ها را ‏بدون اغراق نقطه بی‏بازگشت نامید. ولی از همه مهم‏‌تر در نقطه بی‏بازگشت در ‏موضوع فعالیت‏های ‏هسته‏ایی، دست‏یابی به قدرت بازدارندگی هسته‏ای ‏‏به صورت ‏فراگیر است که ‏کشور دارنده سلاح‏ هسته‏ای ‏‏را از چنان توانی برخوردار می‌‏سازد تا در صورت حمله غافلگیرانه دشمنش، بتواند بخشی ازقدرت هسته‏ای ‏‏خود را حفظ نموده و قادر سازد ضربه تلافی جویانه و ویرانگری را علیه کشور مهاجم صورت دهد.

هدف و انگیزه‌های غاصبان ‏فلسطین از طرح نقطه قرمز

به صورت مشخص سه کنش گر اصلی در ‏ موضوع خط قرمز، وجود دارد: رژیم غاصب صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا‏‏‏ از یک سو و ‏جمهوری اسلامی ایران از سوی ‏دیگر.

رژیم ‏صهیونیستی ‏با معطوف ‏شدن به ‏فعالیت‏های ‏صلح آمیز ‏هسته‏ایی ایران موضوع ‏خط قرمز را ‏مطرح کرد و به دنبال این ‏است که آن را ‏معیاری برای ‏اقدامات آمریکا‏‏‏ در برابر فعالیت‏های صلح آمیز هسته‏ای ‏‏ایران قرار دهد. سیاست‏‌ها و راهبرد جمهوری اسلامی ایران، اهداف و انگیزه‌های رژیم صهیونیستی و تاثیر آن بر سیاست‏‌ها و اقدامات دولت آمریکا‏‏‏ موضوعی است ‏که در ادامه بدان ‏خواهیم پرداخت.

بار‌ها و به ‏طرق ‏مختلف ‏رسمی و غیر ‏رسمی جمهوری اسلامی ایران اعلام داشته که به دنبال دست‏یابی به ‏سلاح ‏هسته‏ایی ‏نیست. حتی در شانزده امین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران، مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) به صراحت به این موضوع مهم اشاره داشته و تاکید کردند: «جمهوری اسلامی ‏ ایران هرگز در پی تسلیحات هسته‏ای ‏‏نیست و هرگز از حق ملت خود در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‏ای ‏‏چشم پوشی نخواهد مرد. شعار ما انرژی هسته‏ای ‏‏برای همه و سلاح هسته‏ای ‏‏برای هیچ کس است. ما بر این هر دو سخن پای خواهیم فشرد.»

این در حالی است که از ‏سوی ‏دیگر دولت ایالات متحده آمریکابا افزایش تحریم‏‌ها و فشارهای اقتصادی اقدامات گسترده تری را ‏علیه جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته است که این امر ‏طی شش سال گذشته بی‏سابقه بوده است. واشنگتن پست نوشت: «دولت اوباما ائتلافی جهانی علیه ایران ایجاد و گزنده‏‌ترین تحریم‏های ممکن را اعمال کرده است. هم‏زمان دولت ایالات متحده هم‏کاری خود را با اسرائیل به بیش‏‌ترین سطح ممکن رسانده و گفته که از اقدام نظامی به منزله راه حل نهایی علیه ایران استفاده خواهد کرد.» هم‏چنین اوباما در مارس ۲۰۱۲ میلادی در مصاحبه با نشریه «آتلانتیک» گفت: «جلوگیری از دست‏یابی ایران به سلاح اتمی، جزو منافع ملی اساسی آمریکا است.» در نشست سالیانه «آیپک» نیز تصریح کرد: «سیاست من جلوگیری از دست‏یابی ایران به سلاح اتمی است» و افزون بر این‏‌ها، بر اساس اخبار منتشر شده، وی به نیروهای مسلح کشورش دستور داده است که طرح‏های دقیق حمله به ایران را آماده کند تا در صورت عبور ایران از خطوط قرمز، به مرحله اجرا در آید.

از سوی ‏دیگر رژیم اشغالگر ‏قدس خواهان آن است ‏که ایالات متحده آمریکا‏‏‏ تعهد بدهد در صورت تخطی ایران از خطوط قرمزی که غاصبان فلسطین ‏تعیین ‏می‏کنند، با ایران وارد جنگ شود.

آن‏چه که اکنون ‏مقامات صهیونیستی را مورد سوال قرار می‌‏‏دهد ‏این ‏مطلب است که چرابا توجه به سیاست جمهوری اسلامی ایران در ‏مخالف با سلاح‏های ‏هسته‏ای، و سیاست تشدید ‏تحریم‏های اقتصادی آمریکا‏‏‏ علیه مردم ‏ایران، با چه هدف و انگیزه‏ایی از طرح و اصرار بر تعیین خط قرمز پا فشاری می‌‏نمایند؟

وقتی نخست ‏وزیر ‏صهیونیست‏‌ها ‏خواستار تعیین خط قرمز و ضرب الاجل برای ایران شد، کاخ سفید آن را رد و وزیر امور خارجه این کشور اعلام کرد: «ما ضرب الاجل تعیین نمی‌‏کنیم. ما با دقت در حال نظارت بر فعالیت‏های آنان هستیم؛ زیرا، اعمال آن‏‌ها بسیار اهمیت دارد. ما متقاعد شده‏ایم که برای تمرکز بر تحریم‏‌ها زمان بیش‏تری داریم. و برای جلب نظر ایران برای شرکت در مذاکرات، با حسن نیت ‌‌نهایت تلاش خود را به کار بگیریم.» اما نخست ‏وزیر افراطی ‏صهیونیست‏‌ها با نارضایتی از این موضع ادعا کرد: «ما از همین الان می‌‏توانیم بگوییم که دیپلماسی و تحریم‏‌ها کارساز نبوده‏اند، به اقتصاد ایران لطمه زده‏اند؛ اما پروژه اتمی ایران را متوقف نکرده‏اند» وی مذبوحانه تهدید به اقدامات نظامی یک جانبه علیه جمهوری اسلامی ‏کرد و افزود: «رهبرانی که حاضر نیستند برای ایران ضرب الاجل و خط قرمز تعیین کنند، از نظر اخلاقی حق ندارند چراغ قرمز در مقابل اسرائیل قرار دهند.»

هدف اصلی مقامات صهیونیستی آن است که جمهوری اسلامی ایران را از داشتن هرگونه توانایی هسته‏ای ‏‏بی بهره کند چرا که خط قرمز آن‏‌ها بسیار افراطی و به نوعی بلند پروازانه و خیالی است. آن‏‌ها به منظور تداوم توان هسته‏ایی خود در خاور میانه ‏می‏کوشند قدرت هسته‏ای ‏‏انحصاری خود را در منطقه حفظ کنند.

غاصبان ‏فلسطین نمی‌‏خواهند کشور دیگری در منطقه خاور میانه ‏به این توانایی دست یابد؛ به ویژه اگر این کشور دشمن اصلی‏اش جمهوری اسلامی ایران باشد. آنان ‏به خوبی ‏دریافته‏اند که اگر ‏جمهوری اسلامی به علم و فناوری هسته‏ای ‏‏دست یابد مُهر پایانی بر انحصار هسته‏ای ‏‏رژیم ‏اشغالگر قدس در منطقه است؛ اما آنان ‏ غافل هستند که ‏جمهوری اسلامی ایران سال‏هاست که از این خط قرمز مورد نظر آنان عبور کرده و نه تنها به دانش غنی سازی اورانیوم دست یافته، بلکه فناوری آن را به کار بسته است و حتی اورانیوم مورد نیاز خود را تولید می‌‏کند؛ در واقع، جمهوری اسلامی ایران با تربیت دانشمندان و مهندسان ایرانی ‏تاسیسات غنی سازی را ایجاد کرده و چرخه تولید سوخت هسته‏ای ‏‏را به شکل بومی، ایجاد کرده و توان هسته‏ای ‏‏خود را به صورت ‏صلح آمیز ‏به کار گرفته است.

امروزه رژیم صهیونیستی ‏به ‏خوبی توان هسته‏ایی ایران را درک کرده است و به این ‏خاطر مسئله اصلی خود را تلاش برای ‏جلوگیری ‏از دست‏یابی ایران به مرحله پیشرفته‏‌تر فناوری هسته‏ای ‏‏قرار داده؛ ولی مشکل ‏اساسی آنان بی‌اعتمادی به دولت آمریکا از یک سو و وجه سوم آن بی‌اعتمادی به توان نظامی خودشان است. توان نظامی ‏که با شکست در جنگ‏های ‏بیست و دو روزه با حزب الله ‏لبنان و سی و سه روزه در ‏باریکه غزه ‏به خوبی برای ‏مردم دنیا آشکار ‏گشت.

علی رغم این موضوع در قالب فکری نتانیاهو و دولت تندرو وی، جمهوری اسلامی دشمنی است که نباید به علم و فناوری پیش‏رفته دست یابد. آنان به خوبی ‏دریافته‏اند که افزایش توانایی علمی و فنی جمهوری اسلامی ایران این امکان را به کشور می‌‏دهد که در مدت کم‏تری به مرحله بالاتری از توانایی‏های هسته‏ای ‏‏دست یابد و در صورت نیاز از آن بهره بگیرد.

از سوی ‏دیگر صهیونیست‏‌ها با مشکل دولت آمریکا روبرو هستند. از نظر رژیم ‏اشغالگر قدس، دولت آمریکا دولتی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد چرا که این دولت مسائل و مشکلات ویژه خود را دارد. دولت آمریکا بهبود وضعیت اقتصادی مردم آمریکا‏‏‏ و پایان دادن به جنگ در عراق و افغانستان را اولویت داخلی ‏و خارجی خود اعلام کرده است. راهبرد ایالات متحده آمریکا‏‏‏ در برابر ایران، به شدت زمانبر است چون‏که آمریکا‏‏‏ ‏در شرایط ‏فعلی ‏معتقد به حمله نظامی به ایران نبوده و معتقد است از طریق دیپلماتیک و استفاده از قدرت اقتصادی باید با ایران روبرو شود. از سوی ‏دیگر همان‏طور که پیش‏‌تر ‏گفته شد مقامات ‏صهیونیستی، به توانایی نظامی خودشان در مقابله با جمهوری اسلامی ایران ‏اعتماد لازم ‏را ‏ندارند ‏بنابر این اصرار دارند به ‏دلیل پیامدهای ‏ویرانگر ‏شروع ‏جنگ ‏علیه ایران و آسیب پذیری ‏شدیدی که آنان در قبال اقدامات تلافی جویانه ایران ‏ (که قطعا سهمگین و سنگین خواهد بود تا جایی که ‏هیچ کس نمی‌‏تواند پیامدهای جنگ یک جانبه صهیونیست‏‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران ‏تحمل پذیر فرض کند)؛ به هرشکل ممکن پای آمریکا‏‏‏ را به اقدام نظامی علیه ایران بکشاند.

در ‏مجموع به نظر می‌‏رسد تلاش مقامات ‏رژیم صهیونیستی برای ‏تعیین ‏خط ‏قرمز ‏بیانگر دشمنی شدید آنان با ایران بوده و از سویی از سیاست کنونی آمریکا‏‏‏ ‏نا امید گشته، و از سوی ‏دیگر به ناتوانی ارتش دولت غاصب ‏فلسطین در اقدام نظامی به صورت تنهایی علیه ایران اذعان داشته و شکست آنان در ‏اعمال فشار به کشورهای دیگر برای تشدید تحریم‏‌ها، بی‌اعتمادی به نتایج تحریم‏‌ها و اقدامات دیپلماتیک نمودار گشته است.

نتایج و پیامد‌ها

در صورتی که رژیم غاصب ‏فلسطین موفق به تعیین خط قرمز علیه ایران ‏شود، موقعیتش ‏در برابر ایران و دولت آمریکا‏‏‏ تقویت ‏و موجب تحکیم تندرو‌ها در ‏سرزمین‏های اشغالی ‏خواهد شد. اما باید ‏توجه ‏داشت امروزه ‏سلب اختیار از دیگران ‏چیزی نیست ‏که ‏کسی حاضر به این کار باشد. آمریکا‏‏‏ در شرایط ‏فعلی ‏در ‏وضعیتی نیست ‏که بخواهد ‏یا ‏بتواند اختیار دولت و کشور خود را به دست کسی بدهد. آنان نمی‌‏خواهند به ‏گزینه زور علیه ‏کشور‌ها در حالی ‏که مشکلات ‏اقتصادی ‏و معیشتی داخلی داشته و بحران‌های ‏مالی ‏در سراسر ‏غرب و در میان همپیمانانش ‏فرا گرفته است، بیش‏‌تر از این فکر کنند.

روزنامه واشنگتن پست با بیان این‏که رهبر رژیم صهیونیستی می‌‏خواهد کلید جنگ در اختیارش باشد می‌‏نویسد:

«بنیامین نتانیاهو باید این را بفهمد که هیچ کشوری به کشور دیگر اجازه نمی‌دهد که برایش تعیین تکلیف کند و شرایطی را بر آن تحمیل کند که ممکن است به جنگ بی‌انجامد. هم‏چنین، نخست وزیر اسرائیل باید متوجه شود که اوباما دوست ندارد به او امر و نهی شود.»

با وجود این به دلیل نفوذ گسترده لابی صهیونیسم در آمریکا؛ ‏‏‏ اوباما در وضعیتی قرار گرفته است که رابرت گیتس، وزیر دفاع دولت بوش و اوباما آن را در سال ۲۰۰۰ میلادی به شکل زیر توصیف کرد: «تمام روسای جمهوری که من برایشان کار کردم، در نقطه‏ای از ریاست جمهوریشان چنان از دست اسرائیلی‏‌ها عصبانی می‌‏شدند که نمی‌‏توانستند حرف بزنند؛ فرقی نداشت که جیمی کار‌تر باشد یا جرالد فورد یا رونالد ریگان یا جورج بوش. چیزی اتفاق می‌‏افتاد و عصبانیت آن‏‌ها را به اوج می‌‏رساند و آن‏‌ها در اتاقشان راه می‌‏رفتند و بد و بیراه می‌‏گفتند. فکر می‌‏کنم این عصبانیت آن‏‌ها به سبب این بود که می‌‏فهمیدند به دلیل سیاست‏های داخلی و چیزهای دیگر باید سکوت کنند و کار بیش‏تری از دستشان بر نمی‌‏آید»

نتیجه گیری

انتخاب یا رد گزینه نظامی امروزه به مسئله‏ایی مهم در تعامل آشکار میان آمریکا‏‏‏ و رژیم اشغالگر قدس ‏بر سر فعالیت‏های صلح آمیز هسته‏ای ‏‏ایران تبدیل شده است. قانع کردن ‏مقامات ‏صهیونیستی برای کنار گذاشتن ‏گزینه ‏نظامی و جلوگیری از اقدام یک جانبه صهیونیست‏های غاصب ‏، ممکن است به تشدید اقدامات آمریکا‏‏‏ در حوزه تحریم‏‌ها و راه کارهای دیپلماتیک ‏منجر شده ‏و فشارهای سیاسی و اقتصادی را بر ایران افزایش دهد، از سوی ‏دیگر مخالفت آمریکا‏‏‏ در تعیین خط قرمز ممکن است، به انزوای بیش‏‌تر نیروهای تندرو در داخل سرزمین‏های اشغالی منجر شده و اختلافات میان کابینه نتانیاهو را که کم هم نیست تشدید کند. در همین حال آمریکا‏‏‏ با این خطر روبروست که برای منصرف کردن صهیونیست‏‌ها از اقدام نظامی، خود را گرفتار بن‏بستی کند که گزینه نظامی پر رنگ‏‌تر شود.

در حالی که ایران به دنبال سلاح هسته‏ای ‏‏نبوده و نمی‌‏باشد؛ روند تحولات به سوی تشدید دشمنی بین جمهوری اسلامی ‏و غاصبان ‏فلسطین شکل می‌‏‏گیرد. صهیونیست‏‌ها در حالی ادعا دارند فعالیت‏های هسته‏ای ‏‏ایران شدید‌تر و زمان دست‏یابی ایران به سلاح اتمی را کوتاه‏‌تر شده است که امنیت جهان به سبب اقدامات صلح آمیز ‏هسته‏ای ایران در معرض خطر نمی‌‏باشد، بلکه چیزی که امنیت جهان را تهدید می‌‏کند، توسل به جنگ است که طبل آن از سوی ‏رژیم اشغالگر قدس کوبیده می‌‏شود.

تندروهای ‏صهیونیست ‏طبق اصطلاح معروف که گفته می‌‏ شود «به مرگ می‌‏گیرند تا به تب راضی شوند»، می‌‏کوشند تا بر پایه مفروض نادرست تلاش ایران برای رسیدن به سلاح هسته‏ای، دولت‏های دیگر را ناگزیر کند تا فشارهای بیش‏تری بر ایران وارد آورند تا بدین ترتیب، در صورت اقدام نظامی، با اعتراض بین المللی روبرو نشوند.

نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر