کد خبر: 40032 A

راضیه شیرمحمدی:

اما او بر خلاف خیلی از ورزشکاران که این میدان را برای اولین بار تجربه می کنند، اضطراب ندارد.

بانوی کماندار عضو تیم ملی است که در رقابت‌های تیمی تیراندازی با کمان پارالمپیک لندن موفق به کسب نشان برنز شد.

به گزارش ایلنا، یکسال و اندی از عمرش نگذشته بود که براثر حادثه ای هر دو پای خود را از دست داد،حالا راضیه کوچک باید یاد می گرفت که روی پاهای نداشته اش بایستد و توانایی های خود را اثبات کند. پروتز، جای پاهایش را گرفت و او آموخت مثل دیگر همسالانش در میان جمع باشد، بازی کند، درس بخواند و در یک کلام، زندگی کند.

از کودکی علاقه زیادی به والیبال نشسته داشت و هنوز که هنوز است با شیرینی خاصی از خاطرات آن زمان یاد می کند، با اینکه با کمک پروتز می توانست با دیگر دوستان و همپای آنها والیبال بازی کند، اما سال 75 به والیبال نشسته روی آورد و با پشتکاری که داشت به مدت 6 سال در این رشته فعال بود و به عضویت تیم ملی نیز درآمد.

سال 81 برای راضیه شیرمحمدی سال سختی بود؛ پزشک به دلیل تشخیص ساییدگی مهره های کمر او را از ادامه فعالیت در این رشته منع کرد. راضیه اما دست از فعالیت های ورزشی نکشید و این علاقه را در رشته های دیگری نظیر تنیس روی میز، تیراندازی با تفنگ و دو و میدانی جستجو کرد. اما این رشته ها هم نتوانستند نظر او را جلب کنند و سرانجام تیراندازی با کمان بود که به عنوان رشته تخصصی او برگزیده شد.

راضیه شیرمحمدی تیراندازی با کمان را با باشگاه آستان قدس رضوی آغاز کرد که امکانات تمرینی اش پاسخگوی نیازهای وی بود. پس از آن شرکت فرش مشهد بود که به عنوان حامی مالی او و سه بانوی کماندار دیگر شد و از اینجا بود که حضور جدی راضیه در رقابت ها قهرمانی کشور و هم پای کمانداران غیرمعلول شکل گرفت. در همین مسابقات بود که توانایی اش جلب نظر کرد و توسط رئیس انجمن تیراندازی با کمان جانبازان و معلولین برای فعالیت در قالب تیم تیراندازی با کمان بانوان جانباز و معلول انتخاب شد.

این نخستین و جدی ترین حرکتی بود که در این رشته برای بانوان انجام می گرفت، راضیه شیرمحمدی با همراهی دو بانوی دیگر از خراسان رضوی، خانم ها جوانمرد و غلامی، به عنوان نخستین بانوان ملی پوش جانباز و معلول تمرینات خود را برای حضور ر مسابقات فسپیک مالزی که سال 85 برگزار شد، آعاز کردند. کسب عنوان سوم تیمی و عنوان پنجم انفرادی، ما حصل حضور وی در این رویداد ورزشی بود.

پس از مسابقات فسپیک و وقفه‌ای 3 ساله در فعالیت تیراندازی با کمان تیم ملی بانوان، سال 88 نفرات جدیدی به تیم افزوده شدند و با انجام رکوردگیری، تیم برای حضور در مسابقات آیواز هند آماده شد. اما بروز بیماری واگیردار در این کشور، مانع از اعزام کاروان ایران به این مسابقات شد.

سال 89 با اتفاقاتی شیرین برای راضیه شیرمحمدی همراه می‌شود؛ حضور در مسابقات جهانی جمهوری چک و کسب عنوان دوم تیمی و انفرادی و نشان طلای مسابقات پارآسیایی گوانگجو که به منزله سهمیه ورودی وی برای رقابت های پارالمپیک لندن نیز محسوب می‌شود. سال 90 است و راضیه با اطمینان از نخستین حضورش در رقابت های پارالمپیک، خود را برای مسابقات جام جهانی ایتالیا آماده می کند تا با همراهی تیم، سهمیه ورودی پارالمپیک در بخش تیمی را نیز کسب کند، اما اتفاقی ناگوار همه چیز را عوض می کند؛ درگذشت مادر.

راضیه پای رفتن ندارد، اما چاره ای نیست، راضی نمی شود که به خاطر عدم حضور او در این رقابت ها، دیگر هم تیمی هایش از کسب سهمیه تیمی پارالمپیک بازبمانند. سه روز بیشتر از فوت مادر نگذشته است که راضیه راهی ایتالیا می شود و عنوان سوم تیمی را کسب می‌کند و تیم بانوان نیز با کسب سهمیه ورودی، مجوز حضور در رقابت های پارالمپیک لندن را دریافت می کند. شهریور 91 فرارسیده و سرانجام انتظار پایان می یابد. راضیه خود را در بزرگ ترین و مهم ترین رویداد بین المللی می بیند: پارالمپیک لندن 2012.

اما او بر خلاف خیلی از ورزشکاران که این میدان را برای اولین بار تجربه می کنند، اضطراب ندارد، چرا که با جدی ترین رقبایش که از کشورهای آسیایی نظیر چین و کره آمده اند، پیش تر و در جریان رقابت های پارآسیایی گوانگجو روبرو شده است، این بار اما تداوم کسالتی که از ایران همراه او بود باعث می شود تا راضیه در حد انتظار خود ظاهر نشود و حضورش در نخستین پارالمپیک تنها منجر به کسب نشان برنز تیمی باشد. راضیه شیرمحمدی با همراهی دو بانوی دیگر کماندار کشورمان در نخستین حضورشان رقابت های پارالمپیک موفق به کسب نشان تیمی برنز می شوند و خاطره ای شیرین از این رویداد ورزشی رقم می زنند و در این میان نشان طلای زهرا نعمتی نیز قند مکرر است!

راضیه معتقد است که تیراندازی با کمان، زندگی او را هدفمند کرده و کمکش می کند تا بتواند در شرایط سخت و ویژه، تصمیم گیری درستی داشته باشد، از این رو به رشته تخصصی خود علاقمند است. اما علاقه ای که او به والیبال نشسته دارد، کماکان همراه او هست.

وی تاثیرگذارترین فرد در زندگی اش را پدر می نامد و می گوید: همیشه حسرت می خورم که پدر آنقدر مجال نیافت که موفقیت های مرا ببیند. او تا سال 84 که در قید حیات بود، از من حمایت می کرد و مشوقم بود. پدر الگوی زندگی من بود و هنوز هم وقتی به مشکلی برمی خورم سعی می کنم آن را از زاویه دید او حل و فصل کنم. با اینکه دیگر در میان ما نیست اما من همیشه حضورش را همه جا به خصوص هنگام مسابقات حس می کنم. یادم هست که شب پیش از اعزام به رقابت های پارالمپیک لندن، خوابش را دیدم که پشت سر من و هم تیمی ها ایستاده بود و ما را دعا می کرد. شیرمحمدی در پایان به تمام افراد دارای معلولیت می گوید: اینکه در خانه باشیم و کاسه چه کنم دستمان بگیریم، هیچ کمکی به بهبود شرایطمان نمی کند. من هم با حداقل امکانات و شرایط سخت به علاقه ام رسیدم اما معتقدم وقتی عزم خود را برای کاری جزم کنید، مسیر پیشرفت در آن باز می شود و مطمئن باشید که به آنچه می خواهید، می رسید.

نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر