کد خبر: 230732 A

طه هاشمی:

تندروها در هر دو جناح مثل تیغه قیچی عمل می کنند. تشنج آفرینی ها در جامعه از تهدید های خارجی کمتر نیست. بنابراین باید نسبت به این مسائل واکنش نشان دهیم اجازه ندهیم که جریان های تندرو سکان دار دو جریان اصلی اصلاح طلب و اصول گرا شوند. بنابراین لازم است با بازخوانی گفتمان های یاد شده و اتفاقات رخ داده جریان های معتدل را در داخل هر گفتمان تقویت کنیم.

نسل ما از زمانی که وارد عرصه سیاست شد دو راه را در پیش روی خود می دید، یک سیاستمدار یا اصلاح طلب بود یا اصولگرا! اگر در دنیای گذشته سیاست ایران دارای تنوع سیاسی بود در این برهه یا باید چپ مسلمان می شدی یا راست مسلمان تر! و اگر راست می شدی که عاقبت بخیر تر می شدی تاکنون زیاد واژگان اصلاح طلب و اصولگرا را شنیده ایم. از همان زمان برخی از تندروها سکه اصلاح طلبی و اصول گرایی را به نام خود زدند با هدایت دو جناح به سمت تندروی، دو نسل و نسل های بعد از آن را به سمت تقابل پیش بردند. حجت السلام و المسلمین سید طه هاشمی در گفت و گو با ندای ایرانیان از بازخوانی اصلاحات و اصول گرایی می گوید:

با روی کار آمدن دولت یازدهم، جناح های سیاسی چه پاسخی را از جامعه دریافت کردند؟ رویکرد جامعه به سمت روحانی چه پیامی برای سیاسیون داشت؟

اعتدال گرایی روی دیگر سکه جامعه ایرانی است. در اسلام، سیره معصومین و روایات به کرات سفارش به اعتدال گرایی شده است. جامعه ایرانی هم به سبب پیشینه مذهبی و تاریخی خود ذاتا اعتدال گرا است. همگان دیدند جامعه این گرایش به اعتدال را در جریان انتخابات ریاست جمهوری به نمایش گذاشت. پرواضح است که گروه های سیاسی جامعه ایران طی ۳۶ سال گرفتار افراط و تفریط بوده اند، همین افراط و تفریط موجب گرایش جامعه به سمت اعتدال و گفتمان روحانی شد. در واکاوی رای مردم در انتخابات ۹۲ می توان به این نتیجه رسید که مردم از گفتمان افراط و تفریط گریزان شده و به گفتمان اعتدال روی آورده اند. متاسفانه تاریخ سیاسی عصرحاضرماتندروی در هر دوجناح اصلاح طلب و اصول گرا را به تصویر می کشد. توصیه به حرکت بر مدار قانون تنها راه موفقیت اصلاح طلبان و اصول گرایان است. من فکر می کنم همه جریان های که در ساحت سیاسی جمهوری اسلامی ایران حضور دارد باید بازنگری جدی را در عملکرد گذشته داشته باشند. البته اصلاح طلبان و اصول گرایان نباید از نقد گذشته فرار کنند بازخوانی عملکرد گذشته را ضعف تصور کنند.

اما به هر حال برخی از فعالین سیاسی نقد گذشته را باعثاختلاف میان جناح خود و نشانه ضعف تلقی می کنند؟

نقد عملکرد گذشته هر جناح و هر فعالین سیاسی نشانه ضعف آن جریان نیست. اتفاقا اگر جناحی به نقد عملکردها در درون خود بپردازد، بی تردید دچار ضعف نخواهد شد. ۸ سال اصلاح طلبان مورد اعتماد جامعه بودند اگر برخی افراد حاضر در این جناح نمی خواستند یک شبه ره صد ساله طی کنند کشورما در سال های بعد دچار بحران سیاسی و اجتماعی نمی شد. مردم در طی سال های گذشته وقتی رفتار وحرکت هایی از سوی برخی فعالین سیاسی منتسب به جریان اصلاح طلبی در طی ۸ سال آغاز اصلاحات سرزده شد از این جریان فاصله گرفتند چرا که جامعه ایرانی به سبب ویژگی های تاریخی و اجتماعی با تندروی سرسازگاری ندارد. به هر حال بازخوانی اصلاحات و بازخوانی گذشته جزو ضرورت های جریان اصلاحات است. آسیب شناسی و تجدید نظر نه تنها جناح های سیاسی تضعیف نمی کند و آنها به سمت انشقاق نمی کشاند بلکه مردم را به سمت این گفتمان جلب می کند. برخی از دوستان فقط به اطراف خودشان نگاه می کنند جامعه ایرانی و شرایط آن را ندیده و نمی بینند، متاسفانه فعالین سیاسی اتفاقاتی که در درون جامعه و لایه های مختلف آن را رصد نمی کنند در حالی که اگر از غالب کنونی خارج شوند و خودشان می بینند که جامعه ایرانی به سمت گفتمانی گرایش دارد که اعتدال خوانده می شود.

لازمه پذیرش نقد خود توسط فعالین سیاسی چیست؟

شناخت جامعه، اگر برخی فعالین سیاسی از غالبی که برای خود ساخته اند و خود را در آن قرار داده اند خارج شوند و جامعه امروز را بشناسند به درستی خواهند دید که جامعه ایرانی، اعتدال را می پسندند. از سوی دیگر برخی از فعالین سیاسی الگوی جامعه لیبرال را برای دموکراسی ایران برگزیدند و آن را تبلیغ کردند با توجه به شرایط فرهنگی جامعه ایرانی این رویکردها را نمی پسندند. پس نباید اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی را به تغییر دین، نظام و قانون اساسی پیوند زد. اصلاح طلبی که شرایط جامعه را درک کند، قطعا با نگاه به گذشته، در آینده قدم بر می دارد. جامعه ایران دین مدار و اعتدال گرا است و اصلاح طلبان واقعی دین را به عنوان واقعیت جامعه می پذیرند و در راستای آن گام بر می دارند. همواره ملت ایران ملتی موحد بوده اند. همه آنهایی که به دنبال دین زدایی از از نظام حکومتی هستند اصلاح طلب نبوده و قطعا موفق نخواهند بود. مردم این رویکرد را نخواهند پذیرفت.

چرا جامعه از اصول گرایان بعد از ۸ سال فاصله گرفت؟

نوع دیگری از تندروی نپذیرفتن حاکمیت مردم یعنی همان رکن جمهوریت است نمی توان شیوه تحکمی بر جامعه حکومت کرد. امروز جامعه ایران حاضر نیست از مشارکت قانونی خود در امور اجتماعی و سیاسی بکاهد دقیقا به همین دلیل تندروهای اصول گرا از سوی مردم رانده شدند. دقیقا به همین دلیل آنها که به دنبال جمهوری زدایی بودند از سوی مردم طرد شدند این اتفاقی بود که شرایط جدید سیاسی را رقم زد. بنابراین ما در سپهر سیاسی ایران این نکته را مد نظر داشته باشیم که جمهوری اسلامی یعنی حرکت بر مدار اعتدال، یعنی نظامی که عقلانیت اش بر پایه نهادهای حاکمیتی استوار گشته است. متاسفانه در هر دو جناح تندروها هر چه تصمیم می گیرند به عنوان گفتمان آن جناح در سپهر سیاسی ایران مطرح می کنند. متاسفانه از هر دو جناح کسانی هستند که خودشان را عین دین و عین دموکراسی می دانند این خطر سال هاست فضای کنشگری سیاسی ایران را تهدید می کند. اکنون لازم است بازخوانی گذشته توسط هر فعال سیاسی صورت بگیرد تا از تندروی های گذشته درس بگیریم. معتقدم هر دو جناح سیاسی باید در روش ها و گفتارهای خود تجدید نظر کنند تا مبادا دوباره فرصت طلبان، اصلاحات و اصول گرایی را به نام خود مصادره کنند.

تندروها و هدایت آنها چه تاثیری بربحران های جامعه داشته است؟

تندروها در هر دو جناح مثل تیغه قیچی عمل می کنند. تشنج آفرینی ها در جامعه از تهدید های خارجی کمتر نیست. بنابراین باید نسبت به این مسائل واکنش نشان دهیم اجازه ندهیم که جریان های تندرو سکان دار دو جریان اصلی اصلاح طلب و اصول گرا شوند. بنابراین لازم است با بازخوانی گفتمان های یاد شده و اتفاقات رخ داده جریان های معتدل را در داخل هر گفتمان تقویت کنیم.

نقد گذشته، تابوشکنی است؟! برخی چنین نظری دارند؟

خیر، نقد گذشته یعنی آغاز یک فرآیند اجتماعی به سمت جلو. لازم است مجموعه های اصلاح طلب و اصول گرا گذشته خود را نقد کنند. اگر مجموعه ای یا حزبی بحثنقد گذشته را مطرح کرد نه تنها تابو شکنی نکرده بلکه در جهت تعالی گفتمان سیاسی آن جریان گام برداشته است. نقد گذشته به معنای کوچک کردن خود، خیانت به آرمان های سیاسی و کمک به جریان مخالف نیست. مجموعه ای که واقعیت جامعه را درک کرده است در جهت نقد گذشته گام بر می دارد. نقطه قوت یک مجموعه سیاسی نقد گذشته است.

جریان اصلاحات در شرایط فعلی نیاز به چه چیزی دارد؟

فکر می کنم یک سردرگمی در فعالیت سیاسی همه جناح ها وجود دارد. این ناشی از یک عیب ساختاری در قدرت اجرایی دولت است. جامعه جمهوریت را پذیرفته است. التزام به شی التزام به لوازم آن نیز است. ما چون جمهوریت را پذیرفتیم لازم است عقلانیت و تحزب را هم بپذیریم. اگر ما تحزب را نپذیریم، دچار سردرگمی خواهیم شد. نبود حزب در میان اصلاح طلبان آنان را سردرگم کرد. جناح سیاسی پاسخگو نیست و اتفاقا جناح های بیشترین ضربه را از خودشان می خورند٬ چون بر مدار قانون حرکت نمی کنند٬ اما احزاب قانون مند و منسجم هستند. اراده احزاب در امتداد و در طول هم هست. جناح های سیاسی باید به سمت تشکیل حزب قوی و با پشتوانه حرکت کنند. فعالیت سیاسی باید با تشکیل حزب همراه باشد تا جریان های سیاسی از سردرگمی عبور کنند٬ این مشکل تمام دولت ها و جریان های سیاسی است. در کنار تشکیل احزاب معتقدم، اهداف اصلاحات، باید بازخوانی شود. باید نتیجه گیری کنیم دو جناح حزب فراگیر تشکیل دهند در این صورت قدرت بیشتری خواهند داشت.

اجتماعی و سیاسی انتخابات انتخابات ریاست جمهوری جامعه جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی ایران دموکراسی دین گروه های سیاسی مد
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر