کد خبر: 212463 A

/ یادداشت علی اکبر گل‌قندشتی /

سیره امام هادی(ع) و پیامبر(ص) ما را به این نتیجه می رساند که آرامش جامعه اسلامی را نباید با شبه مسائل مشوش کنیم، بلکه باید تلاش ما معطوف ایجاد و تعمیق فهم صحیح از موضوعات اصلی دین گردد و البته در این راستا نباید با پاسخ هایی که با نظر ما موافقت ندارد، ستیزه جوییم و آنان را متهم به خروج کنیم.

ایلنا: حجت الاسلام و المسلمین علی‌اکبر گل‌قندشتی از محققان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، به مناسبت فرارسیدن سالروز ولادت امام هادی(ع)، یادداشتی با عنوان " امام هادی(ع) وضرورت طرد شبه سوال " را برای خبرگزاری ایلنا ارسال کرد.

به گزارش ایلنا، متن یادداشت حجت الاسلام و المسلمین علی‌اکبر گل‌قندشتی به شرح ذیل است:

پرسش درباره مسایل دینی بخش مهمی از فرهنگ دینی را تشکیل می دهد. پرسشها موجب عمیق ترشدن فهم ازدین می شود. نباید از نفس سوال واهمه داشت و فراوانی سوال ها پرسشگران را نباید سوء نیت پرسشگر یا بی دینی تلقی کرد. سیر طبیعیِ کنکاش در مسائل دینی از اواخر قرن اول هجری به صورت جدی در فرهنگ و ممالک اسلامی شکل گرفت. هرچند به نظر می رسد قبل از شروع نیمه دوم قرن اول هجری سوالاتی درباره ایمان و شرایط خروج از اسلام، امربه معروف و نهی از منکر، جبر و اختیار در میان مسلمان مطرح بوده است. پاسخ هایی که در مقابل این سوالات مطرح می شد با توجه به سنخ سوالات مختلف بود و این موضوع باعثایجاد مکاتب فکری مخالف شد. وجود پاسخ های متفاوت به سوالات واحد کلامی باعثشد که گروه های کلامی مانند دشمن در مقابل هم صف آرایی کنند و بعضی اوقات حقوقی را که برای پیروان سایر ادیان قبول داشتند از همدیگر دریغ می کردنند! و حکم به تکفیر مخالفان فکری و عقیدتی خود می داند. نتیجه ای که اصلا مورد تایید شریعت اسلام نبود.
یکی از مسایل کلامی مورد اختلاف بحثخلق یا قدیم بودن قرآن بود. از اواسط قرن دوم این سوال در جامعه فراگیر شد. معتزله یکی از مهم ترین گروه های فکری کلامی، معتقد بودند تنها خداوند قدیم است و هرچه غیر از خداوند باشد پس از او خلق شده اند. اما در مقابل اهل حدیثاعتقاد داشتند که قرآن قدیم است و حادثنیست. این واقعه چنان بر جامعه اسلامی گران تمام شد که به عنوان یکی از خاطرات سیاه از دخالت حکومت در امور علمی در تاریخ مسلمان ثبت شد. با دستور مامون و تبعیت خلفای بعدی، از قضات تفتیش عقاید شد و کسانی که اعتقاد به خلق قرآن نداشتند را از کار برکنار کرده و آن ها را به زندان فرستادند. همراهی حکومت با معتزله چنان بود که شخصی چونان امام احمد حنبل شلاق خورد. بعد از چند مدت و چرخش جریان عقیدتی دستگاه بنی العباس باد به نفع جریان مخالفان معتزله وزید و امام احمد حنبل تکریم شد و مخالفان آن ها مورد تعقیب و آزار قرار گرفتند. جامعه اسلامی که مبتلا به استبداد و خونریزی عباسی شده بود به بهانه منازعه قرآن دچار اختناق بیشتری گشت. شدت این منازعه چنان شدید بود که جامعه شیعه را نیز تحت تاثیر قرار داد. در واقع سیر طبیعی پرسش گری در میان شیعیان نیز با وجود آنکه امام مفترض الطاعه در میان شیعیان وجود داشت ولی به دلایلی از جمله پراکنندگی مناطق شیعه، وجود دانشمندان فراوان و عقلانیت به عنوان ساختار اساسی شیعه اتفاق افتاد. در پاسخ به سوالات مطرح شده در جامعه درمیان شیعیان مکاتب کلامی مدینه، کوفه، بغداد، قم و… شکل گرفت. البته در همه این مکاتب گفتار معصومین به عنوان اصل رعایت می شد. در اوج این مجادله، شیعیان به محضر مبارک امام هادی(ع) نامه نوشتند تا در باب حدوثیا قدم قرآن نظر صحیح را بیان نمایند. امام هادی(ع) در پاسخ به این نامه فرمودند: «بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ما و تو را از دچار شدن به این فتنه حفظ کند که در این صورت بزرگترین نعمت را بر ما ارزانی داشته است، وگرنه هلاکت و گمراهی است. به نظر ما بحثو جدال درباره قرآن(که مخلوق است یا قدیم؟) بدعتی است که سؤال کننده و جواب دهنده در آن شریکند، زیرا پرسش کننده دنبال چیزی است که سزاوار او نیست وپاسخ دهنده نیز برای موضوعی بی جهت خود را به زحمت و مشقت می افکند که در توان او نمی باشد.
خالق، جز خدا نیست و بجز او همه مخلوقند، قرآن نیز کلام خداست، از پیش خود اسمی برای آن قرار مده که از گمراهان خواهی گشت. خداوند ما و تو را از مصادیق سخن خود قرار دهد که می فرماید:(متقیان) کسانی هستند که در نهان از خدای خویش می ترسند و از روز جزا بیمناکند.»
در سیره امام هادی(ع) به نظر می رسد سوالات مطرح در کلام را به دو بخش تقسیم می کنند: ۱. سوالات اصیل. ۲. سوالات غیر اصیل یا شبه سوال. برخی از سوالاتی که در علم کلام مطرح می شود به نظر طرح آن ضروری نباشد و هدفی غیر از سرگرمی ندارد. سوالاتی شبیه به اینکه فرزندان حضرت آدم با چه کسی ازدواج کردند، آیا بعد از شکافته شدن رود نیل کف رودحانه نیل خشک بود یا گِل آلود یا این سوال که در جوامع کلیسایی قرون وسطی در جریان بود، که در سر یک سوزن چند فرشته قرار می گیرند. با توجه به معیار امام هادی(ع) سوالی باید عرضه شود که فهم ما را از دین عمیق کند یا نتایج عملی قابل قبولی در زندگی مردم و متدین داشته باشد. در حقیقت سوالی اصیل است که ریشه در وحی داشته باشد. این رفتار امام هادی(ع) مطابقت با عمل پیامبر(ص) دارد که در روایت آمده است پیرمردی را به حضور پیامبر آوردند که عالم به انساب اعراب بود. پیامبر فرمودند که اینها فضل است و علم نیست.
به نظر می رسد سوالاتی امروزه مطرح می شود که از باب همان فضل مورد اشاره پیامبر در صدر اسلام است. اینکه آیا بهشت و جهنم اکنون خلق شده است یا خیر؟ انسانی که به کرده مریخ سفر کرد به کدام سمت باید نماز بخواند؟ انسانی که دو سر دارد کدام را برای وضو باید مسح کند؟
سیره امام هادی(ع) و پیامبر(ص) ما را به این نتیجه می رساند که آرامش جامعه اسلامی را نباید با شبه مسائل مشوش کنیم، بلکه باید تلاش ما معطوف ایجاد و تعمیق فهم صحیح از موضوعات اصلی دین گردد و البته در این راستا نباید با پاسخ هایی که با نظر ما موافقت ندارد، ستیزه جوییم و آنان را متهم به خروج کنیم. باشد که مسلمانان بتوانیم پیرو سرچشمه های اصیل اسلام باشیم.

علی‌اکبر گل‌قندشتی امام هادی
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر