کد خبر: 223525 A

/ یادداشت علی‌اکبر گلقندشتی /

علامه طباطبایی عالمی بود که در سده حاضر در تاریخ اندیشه ایران واسلام ابدی شد وهردو گروه متفکران سنتی و مدرن به شاگردی در محضر او افتخار می کنند. مردی که نگاه به تمثال او آرامش و خواندن نوشته های او علاقه به مکتب و مرام او را در خواننده ایجاد می کند.

بحجت الاسلام و المسلمین «علی‌اکبر گلقندشتی»، از محققان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، به مناسبت فرارسیدن سالگرد مرحوم علامه طباطبایی(ره)، یادداشتی را با عنوان «المیزان کلید حل مشکلات» به رشته تحریر در آورده است.

به گزارش ایلنا، متن این یادداشت که در شماره امروز شنبه ۲۴ آبان ماه ۹۳ روزنامه آرمان به چاپ رسیده، به شرح ذیل است:

برخی رشته های علوم انسانی در صد سال گذشته در مواجه با دنیای جدید مسیر و روش شان دگرگون شده و اندیشمندان متفکر در آن رشته ها به دو طیف سنتی و مدرن تقسیم شدند. مورد وثوق و اطمینان قرارگرفتن در این رشته ها بطوری که هر دو گروه سنتی و مدرن با تفاوت سبک روش و متفاوت بودن مسائل قابلیت علمی فرد را بپذیرند نشان از عمق اندیشه فرد دارد. سید محمد حسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی عالمی بود که در سده حاضر در تاریخ اندیشه ایران واسلام ابدی شد وهردو گروه متفکران سنتی و مدرن به شاگردی در محضر او افتخار می کنند. مردی که نگاه به تمثال او آرامش و خواندن نوشته های او علاقه به مکتب و مرام او را در خواننده ایجاد می کند. علامه طباطبایی که لقب علامه کم ترین صفت در بیان جایگاه علمی ایشان است در رشته های علوم قرآن، اخلاق، عرفان، فقه و اصول، حدیثو فلسفه از شخصیت های طراز اول بوده اند. تنها اگر از علامه طباطبایی تفسیر شریف المیزان به یادگار مانده بود خواننده با مطالعه آن درک می کرد نویسنده این تفسیر در علومی که ذکر شد متخصص و صاحب سبک است. هرچند اکنون علاوه بر شاگردان و تعلیم یافتگان ایشان، کتاب های علامه طباطبایی به راحتی، استاد بودن ایشان را در این علوم اثبات می کنند. درباره جنبه های ذکر شده در حوزه و دانشگاه تحقیقات و پایان نامه های زیادی نوشته شده و در هر کدام زوایای و عمق اندیشه ایشان نشان داده شده است. در این نوشتار مختصر قصد ندارم درباره فضایل علمی ذکر شده بنویسم. آنچه قصد دارم درباره آن بنویسم ذکاوت و هوشیاری منحصر به فردی است که در علامه طباطبایی وجود داشت. ایشان این ویژگی را در خاطرات خود بیان کرده است: وقتی به قم آمدم مطالعه ای در وضع تحصیلی حوزه کردم و یک فکری درباره نیاز جامعه اسلامی بین آن نیاز و آنچه در حوزه موجود بود چندان تناسبی ندیدم. جامعه ما احتیاج داشت به عنوان جامعه اسلامی قرآن را درست بشناسد و از گنجینه های علوم این کتاب عظیم الهی بهره برداری کند. ولی در حوزه های علمیه حتی یک درس رسمی تفسیر قرآن وجود نداشت. جامعه ما برای اینکه بتواند عقاید خودش را در مقابل عقاید دیگران عرضه و از آنها دفاع کند، به قدرت استدلال عقلی نیاز داشت. پس به درس هایی در حوزه مورد نیاز بود که قدرت تعقل و استدلال را بالا ببرد. ولی از بحثهای عقلی و فلسفه خبری نبود و تفسیر قرآن نه تنها به عنوان یک درس مطرح نبود، مورد مذمّت هم بود. از احادیثهم احادیثعقلی و اعتقادی مورد انزوا واقع شده بود. علامه، جامعه شناسی بود که ابتدا تلاش کرد درد را بشناسد و سپس به مداوای آن اقدام کند. این توجه به جامعه و کارآمدی علوم و مسائل آن، امروز در حوزه و دانشگاه فراموش شده است. متاسفانه اکثر محققین در سیستم رایج در زمان خودشان تحصیل کرده و همان مسائل و روش را در طول تحصیل خود ادامه می دهند. آنها حتی لحظه تامل نمی کنند این مسائل با مشکلات جامعه موجود سنخیتی دارد یا خیر؟ یا اگر در چند علم متخصص هستند تاملی در اولویت بندی علوم انجام نمی دهند. برخی منازعات در جامعه اسلامی نشان می دهد هنوز ماهیت جدید جامعه توسط پژوهشگران درک نشده است و تصور کسانی که در دو طرف بحثعلمی دخیل هستند مربوط به زمان های قبل تر، حداقل دو قرن قبل است. در اینکه سوال پژوهشگر باید مورد علاقه و برای اوجذابیت داشته باشد سخنی ندارم ولی تنها علاقه به موضوع یا پرسش برای تامل درآن موضوع یا پرسش کفایت نمی کند. ارتباط پرسش با مشکلات کسانی که برای حل مشکلات آنان اندیشه می کنیم نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اینگونه تاملات جامعه شناختی از مصادیق تفکراتی است که در روایات اسلامی برای ساعتی از آن معادل هفتاد سال عبادت ذکر شده است. تاملاتی که صلاح یا فساد جامعه را در پی دارد. در تاریخ زندگانی انسان تحول در علوم با چنین تاملاتی آغاز شده است. با این تامل ها یونانی ها اسطوره را برای توضیح جهان کافی ندانستند و از فلسفه برای توضیح جهان و جایگاه انسان استفاده کردند. عدم کفایت روش های عقلی صرف واستفاده از علوم تجربی منجر به ایجاد روانشناسی شد. این تامل علامه طباطبایی ویژگی دیگری را از ایشان نشان می دهد. این ویژگی بهره گیری از عقل است. عقلی که استفاده از آن به شدت تاکید و به عنوان نخستین مخلوق خداوند از آن یاد شده است. جامعه اسلامی احتیاج به پارسایی معقول دارد. عقلانیت و توجه به شاخه های مختلف آن در فلسفه، کلام، اخلاق برای کمک به جامعه به استخدام علامه طباطبایی درآمد. نتیجه این نوع نگاه به کلام وحی به این نتیجه منجر می شود که شهید مطهری در وصف تفسیر المیزان می گوید: تفسیر المیزان همه اش با فکر نوشته نشد، من معتقدم که بسیاری از این مطالب از الهامات غیبی است. کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در المیزان نیابم.

علامه طباطبایی علی‌اکبر گل‌قندشتی دانشگاه مفید
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر